خبرفوری!

ترک تحصیل یک میلیونی و پیامدهای ناگوار اجتماعی و روانی

چهارشنبه، 03 آذر 1400 - 10:43 یادداشت 7083 پرینت خبر
خبر ترک تحصیل نزدیک به یک میلیون دانش‌آموز (۹۷۰هزارنفر) را اگر به شمار بازماندگان از تحصیل از همان دوره ابتدایی اضافه کنیم، با چشم‌اندازی مواجه می‌شویم که در آینده‌ای نزدیک به سوی جامعه گشوده خواهد شد و پیامدهای آن از سطوح اجتماعی، فرهنگی و سیاسی خواهد گذشت و بیشترین آسیب را به بدنه نحیف «فرهنگ و روان» فرد و جامعه وارد خواهد کرد.

یادداشت- امیدبانوان؛ نخستین پیامد ترک تحصیل دانش‌آموزان، کاستن از میزان سواد و معلومات آنها و کل جامعه است؛ سطح کمی و کیفی آموزش در مدارس کشور را هرچه قدر هم که پایین تصور کنیم، بدون تردید یک دانش‌آموز سال آخر دبیرستان از همه جهات، معلومات بیشتری نسبت به همکلاسی پیشین خود دارد که در دوره یا پایه­‌های گذشته، از تحصیل بازمانده است.

ضرورت توجه به آسیب‌های اجتماعی ترک تحصیل
کاهش سواد (حتی در سطوح خواندن و نوشتن) و فقر اطلاعات مهم­ترین پیامد ترک ناگزیر تحصیل حدود یک میلیون دانش‌آموز است که به طور حتم در آینده با کاهش تفکر، مطالعه و آگاهی از حقوق فردی و اجتماعی و انواع کاهش­‌های علمی، آموزشی و «آسیب‌های اجتماعی» همراه خواهد بود.
روشن است دانش‌آموزی که پیش از اتمام مدرسه از محیط درس خارج شده، حتی اگر روزی قصد ادامه تحصیل در مقاطع دانشگاهی را داشته باشد، ناگزیر است پله­‌های پایین­‌تر را دوباره طی کند و چه بسا در کوران تدوام مشکلات قبلی منجر به ترک تحصیل، از پیگیری اهداف تحصیلی آینده خود منصرف شود.

بررسی­‌ها نشان می­‌دهد بیشتر کسانی که در میانه دوران مدرسه، تحصیل را رها می­‌کنند، هرگز به مشاغل تخصصی­‌تر (دانشگاهی یا فنی و حرفه­‌ای) نمی­‌رسند و از این منظر نیز آسیب قابل توجهی به بهره­‌وری نیروی کار در کشور وارد خواهد شد.

آسیب به بُعد پرورشی دانش‌آموز، وجه دیگری از آسیب­‌های متعدد ترک تحصیل است که اگر بزرگتر از زیان آموزشی نباشد، به طور قطع کمتر از آن نیست؛ برخلاف برخی تصورها که «پرورش» را تنها در معیارهای تربیتی و فرهنگی-سیاسی مدارس کشور می­‌دانند، بخش مهمی از خمیرمایه و تکوین شخصیت، هویت، طرز فکر و شاکله اصلی شخصیت افراد در دوران کودکی تا نوجوانی در مدرسه شکل می­‌گیرد و غفلت از آن به‌گونه‌ای خطرناک است که بی­‌تردید آثار متعدد تربیتی، اجتماعی، فرهنگی و روانی به همراه خواهد داشت.

دانش‌آموزی که وارد مدرسه می­‌شود، طرز ارتباط با همسالان، معلمان، دانش‌آموزان بزرگتر، روش همفکری، هم­‌کلامی، هم­‌احساسی و در یک کلمه «هم‌زیستی» را فرامی­‌گیرد و تمرین می­‌کند؛ در کنار آن از محتوای دروس تاریخی، دینی، اجتماعی و جغرافیایی مطلع می­‌شود و می­‌تواند برآوردی نزدیک به واقعیت از اوضاع فردی و اجتماعی خود و دیگران به‌دست آورد و در هجوم محتواهای عمدتا رسانه­‌ای هویت­‌زدا و آسیب­‌زا (اینترنت و ماهواره) تاب‌آوری بیشتری داشته باشد؛ از طرفی تمرین آداب و مناسک دینی، مذهبی، سیاسی و ملی و هم­‌گروهی در فعالیت­‌های ورزشی یا هنری و یا رقابت­‌های علمی می­‌تواند به کشف استعدادهای نهفته او کمک کند و فرآیند شکل­‌گیری شخصیت و رشد درون‌مایه­‌های او را تسهیل کند.

می­‌دانیم دانش‌آموزان برخی از اطلاعات و تجربه‌های یگانه مانند ورود یا گذر از دنیای بلوغ جسمی و عاطفی را در مدرسه کسب می­‌کنند و در یک نگاه کلی می­‌توان گفت، این محیط «استاندارد شده»، از محیط­‌های کاری بیرون، به طور قطع امن­‌تر و بهداشتی­‌تر است؛ مگر آنکه تصور کنیم کارفرما، آقابالاسر و همکار دانش­‌آموزی که (به قصد شغل یا ازدواج) اقدام به ترک تحصیل می­‌کند، سطح سواد یا بینش بالاتری نسبت به مربیان و معلمان کشور دارد و می­‌تواند همچون معلمی دلسوز به آینده او حساس باشد!

آسیب به «سرمایه اجتماعی» کشور، ضرر دیگر ترک تحصیل‌هاست؛ دو شاخص مهم سرمایه اجتماعی یعنی «تعلق به جامعه» (کشور) و «اعتماد»، به طور مستقیم در جریان ترک مدرسه کاهش خواهند یافت و در تسلسلی طولانی، همچنان تا سال­ها ادامه خداهند یافت؛ از دانش‌آموز سابق به خانواده پدری، از او به خانواده شخصی، فرزندان، همسر و نسل­‌های بعدی و ... .

در بُعد روان‌شناختی اما ماجرا فراتر است؛ نخست آنکه دانش‌آموزی که ناگزیر به ترک دوستان و مدرسه است، با یک احساس خشم و یا نفرت به جامعه خواهد نگریست؛ جامعه‌ای که او و خانواده­‌اش را همراهی نکرد و در یک بی­‌عدالتی آشکار، فرصت شیرین محصل بودن را از او گرفت؛ این وجه از پیامدهای ترک تحصیل در برخی از مجرمان عادی یا خطرناک مشترک است که همواره در دورانی از زندگی خود با بی­‌عدالتی یا فقر یا بی‌سرپرستی یا بدسرپرستی مواجه بوده­‌اند و انتقام آن را (به زعم خود) بعدها از جامعه گرفته‌اند.

دانش‌آموزی که تحصیل را کنار گذاشته است، هر روز با هم‌کلاسی‌های سابق خود در کوچه و خیابان مواجه شده و نوعی از کمبود عزت­ نفس یا اعتماد به نفس، خودبدپنداری یا خودمقصرپنداری یا حتی کینه نسبت به خانواده خود مواجه خواهد شد که پیامد منفی آن قابل تصور است.
از طرفی تفاوت دو محیط مدرسه و جامعه (بعد از ترک مدرسه) گاهی آنقدر زیاد است که ممکن است منتهی به آسیب بزرگ روانی (تروما) شده و به دلیل فقر آگاهی یا مالی هرگز درمان نشود؛ روشن است که چنین تغییر بزرگی می‌­تواند علاوه بر شخص (دانش‌آموز سابق) گریبان دوستان، خانواده و دیگر مرتبطان با او را هم بگیرد.


پیامدهای روان‌شناختی ترک تحصیل
افتادن در دام روابط احساسی و حتی جنسی غیرشرعی، غیرعرفی و غیربهداشتی و پیامدهای روان‌شناختی آن خطر دیگری است که در کمین ترک تحصیل­‌هاست و دود آن مستقیم و غیرمستقیم به چشم جامعه خواهد رفت؛ محیط­‌های بیرون از مدرسه به دلیل فقدان مشاور مدرسه، معلم آگاه یا مربی و مدیر مدرسه (که ناگزیر یا معتقد به استانداردهای عرفی و مذهبی جامعه هستند) الزاما راهنمایان دلسوزی را در مسیر کودک و نوجوان قرار نمی­‌دهند و او ناگزیر است پاسخ­ کنجکاوی‌های خود را از افرادی جویا شود که لزوماً دانا یا دلسوز نیستند؛ همین‌طور است افتادن در دام­‌های اعتیاد، بزهکاری، فعالیت‌های غیرقانونی، قاچاق و ... .

این موارد البته به معنای تصویرگری بهشت برین برای مدارس کشور نیست؛ اما به جرات می­‌توان ادعا کرد که متوسط سطح آموزشی، تربیتی، فرهنگی و بینشی موجود در فضای مدارس ایران از متوسط سطح مشاغل کارگری یا کارمندی که دانش‌آموزان بعد از ترک مدرسه وارد آن می­‌شوند، بالاتر است و این محیط­‌ها هیچ ترجیحی بر مدارس ندارند.

بر این فهرست می­‌توان همچنان موارد دیگری را افزود؛ شاید که فکری عاجل برای مقابله با ترک تحصیل یا حتی بازگرداندن صدها هزار نفر از دانش‌آموزان سابق به مدارس کرد؛ مقصر کرونا باشد یا شرایط اقتصادی یا فقر فرهنگی و اقتصادی خانوادها، باید فکری عاجل کرد و اقدامی زودهنگام؛ یادمان باشد این آسیب­‌ها به افراد ترک تحصیلی محدود نخواهد ماند و دیر یا زود دامان کل جامعه را خواهد گرفت.

 

نویسنده: محمدرضا رئیسی- روانشناس

منبع: ایرنا پلاس