تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
سرویس : گزارش
خبرنگار :
کدخبر : 21427
تاریخ : دوشنبه، 01 تیر 1405 - 03:17
تراز گم‌شده «فاتح» و چنارهای تشنه‌ای که ایستاده می‌میرند؛ کالبدشکافی بحران ریه‌های خاکستری کلان‌شهر کرج کرجِ امروز چقدر با آن «باغ‌شهر» رؤیایی دهه‌های گذشته فاصله دارد؟ روزگاری اراضی این شهر با شاغول و مترِ توسعه‌ی پایدار طراحی می‌شدند، اما امروز میراث سبز کرج - از چنارهای کهنسال باغ فاتح گرفته تا ریه‌های خسته باغ سیب و اراضی رازی - در برزخ «باغداری صنعتی»، «شهرفروشی» و «آبیاری غیراصولی» ایستاده می‌میرند. گزارش تحلیلی «امید بانوان» با نقبی به یک خاطره شفاهی و نگاهی به هشدارهای اخیر شورای شهر، پشت پرده این بحران زیست‌محیطی را زیر ذره‌بین برده است.

 گزارش«امید بانوان»؛ اگر نقشه‌های هوایی دهه‌های ۶۰ و ۷۰ کلان‌شهر کرج را در کنار بافت سیمانی و متراکم امروز بگذاریم، یک واقعیت تلخ عریان می‌شود: توسعه بوستان‌های فانتزی هرگز نتوانسته جایگزین باغات نابودشده‌ای شود که روزگاری حقابه سنتی از سد کرج داشتند. امروز نه از آن جوی‌های پرآب خبری هست و نه از آن پوشش گیاهی نوستالژیک؛ جایش را دیوارهای بلند، بلوارهای بی‌روح و مجتمع‌های سر به فلک کشیده گرفته‌اند.

از عصای شاغول‌بناییِ فاتح تا مدیریت رهاشده امروز

برای درک عمق فاجعه، باید به عقب برگشت؛ به روزگاری که خشت‌خشت این شهر با عشق و مهندسی دقیق بنا می‌شد. یکی از کارگران قدیمی و بومی کرج که هم‌دوره مرحوم فاتح (بنیان‌گذار جهانشهر) بوده، خاطره‌ای تکان‌دهنده را روایت می‌کند:

«آن زمان که مرحوم فاتح در کرج احداث جهانشهر را برنامه‌ریزی می‌کرد، با آن عصای خوش‌دست و وقار همیشگی‌اش بالای سر کارگران می‌ایستاد. هر درختی که می‌خواست کاشته شود، او از عصایش مثل یک شاغول بنایی استفاده می‌کرد؛ از دور به کارگران دستور می‌داد درخت را چند سانتی‌متر این‌طرف‌تر یا آن‌طرف‌تر بنشانند تا از هر جهت که نگاه می‌کنی، چنارها در یک تراز و ردیف منظم و بی‌نقص باشند.»

امروز نظم چشم‌نواز چنارهای کهنسال باغ فاتح، میراث همان دلسوزی است. اما حالا چه؟ توقع زیادی نیست که دولتمردان و مدیران شهری، با تمام بودجه و توان دولتی خود، تنها بتوانند همین چند دانه درختِ میراثی آن جوانمرد را حفظ کنند.

اما هشدارهای اخیر رئیس کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری شورای اسلامی شهر کرج نشان می‌دهد که حالِ این میراث اصلاً خوب نیست. «سیدمرتضی اعتصامی» صراحتاً اعلام کرده است که آبیاری غیراصولی و قطره‌ای بدون اصلاح خاک، باعث سطحی شدن ریشه چنارهای باغ فاتح (به ویژه محدوده مقابل پارک بانوان) شده و درختان در برابر گرما و بادها توان ایستایی ندارند و زرد می‌شوند.

باغ سیب؛ کارخانه تولید سم در مجاورت خانه‌های مردم!

بحران فضای سبز کرج به باغ فاتح ختم نمی‌شود. «باغ سیب مهرشهر» که شهروندان به عنوان آخرین سنگر اکولوژیک شهر به آن پناه می‌برند، طبق اعلام شورا، اصلاً یک فضای سبز شهری نیست؛ بلکه یک «بنگاه درآمدزایی و باغ صنعتی» است! درختان اصلاح‌شده این باغ عمر کوتاهی دارند، آب سفره‌های زیرزمینی را می‌بلعند و زراعت‌های پرمصرف در آن جریان دارد. تلخ‌تر آنکه برای سودآوری این بنگاه، سالانه چندین مرحله سم‌پاشی شیمیایی سنگین در مجاورت مستقیم بافت مسکونی مهرشهر انجام می‌شود که عملاً این ریه تنفسی را به یک تهدید بهداشتی برای ریه شهروندان تبدیل کرده است. شهرداری مدعی آمادگی برای تملک آن است، اما سایه سنگین ارزش مالی زمین، کار را قفل کرده است.

شهرفروشی و ردپای نابودی در اراضی دولتی

چرا به اینجا رسیده‌ایم؟ پاسخ روشن است: وابستگی شدید شهرداری به درآمدهای ناشی از صدور پروانه ساختمانی و شهرفروشی. جالب اینجاست که حتی طرح تشکیل «صندوق تملک باغات» برای هزینه‌کرد عوارض مازاد در جهت خرید باغات، در شورای شهر رأی نمی‌آورد!

در این میان، سناریوی فرسودگی و آفت، به یک بهانه پیش‌دستانه تبدیل شده است. امروز متولیان شهری هشدار می‌دهند که درختان کهنسال دهه‌های ۳۰ و ۴۰ در مؤسسه رازی و مؤسسه علوم دامی به دلیل کشت‌های اجاره‌ای و نگاه اقتصادی در معرض قطع و خشکیدگی هستند. گویا فردا روزی قرار است بشنویم درختان دانشکده منابع طبیعی و مؤسسه اصلاح بذر هم به دلیل «پوسیدگی» یا «خطرات سم‌پاشی» باید قطع شوند تا خیال همه از سیمانی شدن کامل شهر راحت شود!

حفظ هویت زیست‌محیطی کرج، فراتر از یک بحث نمایشی، با سلامت فرزندان و آینده این شهر گره خورده است. وقتی طرح دعوی حقوقی شورا علیه دستگاه‌های دولتیِ متولی اراضی رازی و علوم دامی مطرح می‌شود، یعنی کار از توصیه گذشته است. صیانت از درختان کهنسال کرج باید از پشت میز جلسات به یک مطالبه عمومی و زنده تبدیل شود.