سهم دستان هنرمند زنان از چرخه ثروت البرز؛ تار و پود امید یا کلاف سردرگم؟
چگونه صنایعدستی در سال ۱۴۰۵ به آخرین سنگر تابآوری مالی زنان سرپرست خانوار تبدیل شده است؟
روز جهانی صنایعدستی برای زنی که در حاشیه کلانشهر کرج با چرمدوزی یا گلیمبافی معیشت خانوادهاش را تأمین میکند، یک تجمل تقویمی نیست؛ یک ضرورت اقتصادی است. صنایعدستی در استان مهاجرپذیر البرز، از یک پاسداشت فرهنگی صرف به یک استراتژی جدی برای استقلال مالی بانوان تغییر مسیر داده است؛ پناهگاهی امن که این روزها زیر سایه سنگین رکود و تورم، نیازمند یک جراحی مدیریتی در شبکه فروش است.
یادداشت.
امید بانوان؛ صنایعدستی در طول تاریخ ایران همواره
با نام و دستان هنرمند زنان گره خورده است؛ از رجبهرج قالیهای بافتهشده در
روستاهای طالقان تا کارگاههای کوچک سفالگری و چرمدوزی در دل کرج. اما برخلاف
تصور عموم که این هنر را در ویترینهای لوکس و نمایشگاههای فصلی خلاصه میکنند،
صنایعدستی در لایههای زیرین جامعه البرز، خط مقدم اقتصاد مقاومتی خانوادههاست.
وقتی یک زن سرپرست خانوار یا دختر
جوان فارغالتحصیل، با تکیه بر مهارت خود و استفاده از تسهیلات مشاغل خانگی، ابزار
کار را به خانه میبرد، در واقع در حال راهاندازی یک بنگاه اقتصادی کوچک،
زودبازده و بدون نیاز به سولههای بزرگ صنعتی است. این کارگاههای خانگی، آخرین
سنگر برای حفظ کرامت انسانی و استقلال مالی بانوانی است که میخواهند روی پای خود
بایستند.
اما سؤال اساسی اینجاست: چرا با وجود
تصویب اسناد بالادستی و شعارهای مکرر، خروجی این تلاشها در سفرۀ بانوان هنرمند
البرز لمس نمیشود؟
واقعیت کف میدان نشان میدهد که
تزریق وامهای خرد به تنهایی درمان این درد نیست. زنجیره ارزش تولید در البرز در
همان ابتدای راه قطع میشود؛ زنی که با هزار مشقت از هفتخوان دریافت وام عبور میکند
و مواد اولیه را با قیمت گزاف بازار تهیه میکند، در مرحله «بازاریابی و فروش»
کاملاً رها میشود. او نه بستر اینترنتی پایداری دارد و نه شهرداریها بازارچههای
دائمی و منصفانهای در اختیارش میگذارند.
در چنین بنبستی، محصول روی دست
تولیدکننده باد میکند و او مجبور میشود هنر خود را به بهای ناچیز به دلالان
بفروشد، یا اینکه تسهیلات دریافتی صرف چاله چولههای روزمره زندگی و خرید اقلام
اولیه معیشت میشود.
حل این مسئله، نیازمند تغییر زاویه
دید مدیران استانی است. هنرمندان صنایعدستی البرز بیش از وام، به «امنیت شبکه
فروش» نیاز دارند. راهکار عملی، ایجاد یک پیوند ارگانیک میان این کارگاههای خرد
خانگی با صنایع بزرگ و هلدینگهای تجاری استان است. اگر شهرداریها و سازمانهای
دولتی مکلف شوند ملزومات و هدایای سازمانی خود را بدون واسطه از این زنجیرهها
تأمین کنند، چرخ این اقتصاد روانتر میچرخد و هنر یک زن، به عنوان یک پیشران جدی
در توسعه پایدار استان به رسمیت شناخته میشود.
سخن نکته
بزرگترین آسیب به مشاغل خانگی زنان،
نگاه «سرگرمیمحور» یا «حمایتی - صدقهای» به تولیدات آنهاست. تا زمانی که
محصولات صنایعدستی بانوان البرز به عنوان کالای تجاری باکیفیت در زنجیره خرید
ادارات و سازمانها وارد نشود، تزریق وام فقط این زنان را بدهکارتر میکند. هدیه
دادن یک گلیم کوچک یا یک کیف چرمی دستدوز در مناسبتهای اداری توسط مدیران، میتواند
صدها کارگاه خانگی را از خطر تعطیلی نجات دهد.








