شنبه، 23 خرداد 1405 - 14:22

به بهانه روز جهانی منع کار کودک؛ چگونه دومینوی استثمار فرزندانمان را متوقف کنیم؟

از چهارراه‌های شهر تا ویترین لایک‌ها؛ نقاب جدید بر چهره «کار کودک»

۲۲ خرداد (12 ژوئن) روز جهانی مبارزه با کار کودکان است؛ روزی برای عبور از بخشنامه‌های اداری و کلیشه‌های تقویمی تا بازنگری کنیم که چگونه ناآگاهی ما به عنوان شهروند یا والدین، سوختِ موتور این دومینوی وحشتناک را تأمین می‌کند.

یادداشت. امید بانوان؛ هر سال در چنین روزی، رسانه‌ها پر می‌شوند از تاریخچه کار کودک، اما حقیقت آن است که کلاف این آسیب اجتماعی با دلسوزی‌های هیجانی ما کورتر شده است. وقتی به کودک سر چهارراه پول نقد می‌دهیم، در واقع به والدین ناآگاه یا شبکه‌های بهره‌کشی پاداش می‌دهیم تا آن کودک را بیشتر در خیابان نگه دارند. راهکار مواجهه با این چرخه، ترحم نیست؛ بلکه مسئولیت‌پذیری است. هدیه دادن یک اسباب‌بازی یا خوراکی کوچک به جای پول و مهم‌تر از آن، گزارش موقعیت به سامانه ۱۲۳ اورژانس اجتماعی برای آغاز فرآیند مددکاری اصولی، اولین قدم برای شکستن این سنت غلط است.

میراث خاله الناز؛ یادگیری ماهی‌گیری به جای ماهی دادن

برای فهمیدن راه درست، کافی است به کارنامه روشن سفیر فقید مهربانی البرز، شادروان «الناز باقری» نگاه کنیم. زنی که در اوج نبرد با بیماری، پویش «یک لقمه مهربانی» را در کرج راه‌اندازی کرد. راز موفقیت «خاله الناز» این بود که به کودکان کار فقط غذا نداد؛ او با همراهی تیم‌های پزشکی و روان‌پزشکی، ریشه‌ها را جراحی کرد. الناز به جامعه آموخت که زنان و مادران باید سنگر آگاهی باشند و به این کودکان آموزش و مهارت یاد بدهند تا پس از ۱۸ سالگی وارد چرخه بزهکاری نشوند. امروز میراث او در تکثیر این نگاه اصولی زنده است.

«سهم دست‌های کوچک از زمختیِ آسفالت؛ وقتی دلسوزی‌های هیجانی و کمک‌های خیابانی ما، ناخواسته زنجیر استثمار کودکان کار را محکم‌تر می‌کند.»

کار اجباری در لفافه شیکِ لایک و فالوور!

اما روی دیگر سکه، پدیده هولناک و مدرن «کودکان کار مجازی» است. امروزه برخی والدین تحت نامِ فریبنده «خاطره‌نگاری»، حریم خصوصی نوزادان و کودکان خود را به حراج می‌گذارند. تولید فیلم از سناریوهای آزاردهنده، وادار کردن کودک به رفتارهای غیرعادی و شکلک درآوردن برای گرفتن لایک، فالوور و تبلیغات پوشاک، مصداق بارز و شیکِ «کار کودک» و تجاوز به روح اوست. این کودکان در بزرگسالی با بحران هویت روبرو شده و از والدینی که حریم خصوصی آنان را مضحکه بازار مجازی کرده‌اند، متنفر خواهند شد. کار کودک، فقط دست‌های پینه‌بسته سر چهارراه نیست؛ گاهی گوشی‌های لمسی در دست والدین، ابزار این شکنجه روانی است.


«پشت صحنه ژست‌های شیک و اجباری؛ کودکان کار مجازی که حریم خصوصی و امنیت روانی‌شان، قربانی ویترین لایک‌ها، فالوورها و درآمدهای اینستاگرامی می‌شود.»

 جراحی روان‌شناختی «سندروم ویترین» در پدیده کودکان کار

وقتی از زاویه روان‌شناسی به هر دو شکل کار کودک (سردی آسفالت خیابان یا زرق‌وبرق صفحه اینستاگرام) نگاه می‌کنیم، به یک ریشه مشترک می‌رسیم: «کاهش ارزش وجودی کودک به یک ابزار تولید درآمد یا اعتبار برای بزرگسالان تبدیل شده است».

از نظر روان‌شناسی رشد، این رفتار آسیب‌های جبران‌ناپذیری به همراه دارد:

 * کودک خیابانی به دلیل تجربه مدام تحقیر، طرد و ترحم سر چهارراه‌ها، با «سندروم بی‌ارزشی و ترومای مزمنِ بقا» بزرگ می‌شود. او یاد می‌گیرد که جامعه یک جنگل ناامن است و او تنها یک طعمه است.

* کودک کار مجازی اما به شکل معکوس، به «سندروم تأییدخواهی افراطی و خودشیفتگی کاذب» مبتلا می‌شود. هویت این کودک بر اساس تعداد لایک‌ها، کامنت‌ها و میزان رضایت فالوورها شکل می‌گیرد، نه توانمندی‌های واقعی‌اش. او در دنیایی فانتزی رشد می‌کند که در آن، خودش «کالا» و مخاطب «خریدار» است.

نکته کلیدی اینجاست: هر دو گروه از این کودکان، از بزرگ‌ترین حق طبیعی خود یعنی «کودکی کردن و امنیت روانی» محروم می‌شوند. کودک خیابانی درگیر اضطرابِ نان است و کودک مجازی، درگیر اضطرابِ لایک! نتیجه هر دو استثمار، بلوغ زودرسِ دردناک، فروپاشی عزت‌نفس در بزرگسالی و شکل‌گیری یک هویت عاریه‌ای و شکنجه‌شده است. یادمان باشد، نوزادی که امروز ابزار تبلیغ یک برند یا آتلیه می‌شود، فردا نوجوانی خواهد بود که از نگاه‌های سنگین جامعه و حریم خصوصی غارت‌شده‌اش، دچار بحران شدید هویت و افسردگی عمیق خواهد شد.

کدخبر: 21327

نویسنده: تحریریه امید بانوان

منبع: امید بانوان


پایگاه خبری تحلیلی «نجوای آگاهی»
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
اللهم عجل لولیک الفرج
امید بانوان
System Advertise