دوشنبه، 27 خرداد 1398 - 12:59

داستان زنان موفق

رتبه اول بخش بومی البرز، رتبه دوم داستانهای بومی بخش کشوری، رتبه دوم بخش بومی استان البرز، رتبه سوم بخش کشوری داستان های بومی و رتبه سوم بخش بومی البرز، کاراکترهای بانوان موفقی در عرصه ادبیات است که کمال و تمام به آن پرداخته ایم. نمادی از بانوانی که مالک کلام و قدرت اسطوره و خلق ایهام و استعاره و تمثیل را می توان در داستان هایشان به عینه دید. گوشه ای از ادبیات با بانوان عرصه الفبا و هنر را با هم بخوانیم...

 امید بانوان- سمیه سیدیان؛ اردیبهشت ماه امسال علاوه بر زیبایی هایش، پیک اخبار خوبی برای بانوان البرزی بود. در سی اردیبهشت ماه امسال، اختتامیه جشنواره داستان های بومی و ایرانی البرز برگزار شد. برگزیدگان این جشنواره، بانوان نویسنده البرزی بودند. چند کلمه ای با این عزیزان پرتلاش، به سخن نشسته ایم و حرف هایشان را به گوش جان شنیده ایم.

 

« ندا رسولی»

رتبه اول بخش بومی البرز

با شعر به دنیای ادبیات وارد شدم. اواخر دبیرستان و دانشگاه، شعر می گفتم. اما کمی بعد که کشف و شهود در آثار داستانی را خوب چشیدم، وارد ادبیات داستانی شدم. دنیایی که می شود حرف های بزرگی در آن زد و جهان های تازه ای را تجربه کرد. نویسنده ها جهان و شخصیت های داستان را خلق می کنند.

از سال ۹۳  به شکل جدی ادبیات داستانی را با داستان کوتاه، شروع کردم. اما اولین کتابم رمانی بومی و تاریخی است به نام «هیچ کس این زن را نمی شناسد» که سال ۹۷ در نشر نیستان منتشر شده است. تعدادی از داستان های کوتاهم در جشنواره های مختلف، حائز رتبه شده اند. داستان کوتاه « حریم». در جشنواره داستان های بومی البرز، ( اردیبهشت ۹۸) رتبه اول را کسب کرد. یک داستان بومی مربوط به کرج خودمان. نوشتن داستان های بومی را دوست دارم. چون با مطالعه فرهنگ ها و آداب و رسوم مناطق مختلف، گاهی به سوژه های داستانی ناب و چیزهای مهمی بر می خوری که فکر می کنم، نوشتن شان برای ادبیات ایران مهم و ضروری است.

 

«سمیه سیدیان»

رتبه دوم داستان های بومی بخش کشوری

نوشتن را به صورت حرفه ای از سال ۸۹ از شرکت در کلاس های نقد داستان کوتاه امیرکبیر و با حضور آقای عباسی، شروع کردم. نوشتن جزئی از زندگی من شد و تا به امروز که داستان هایم، در جشنواره های داستان نویسی ملی، تقدیر شدند و رتبه آوردند، همچنان جزئی از زندگی من است. علاوه بر نوشتن داستان کوتاه، در حوزه کودک و نوجوان هم، فعالیت می کنم. پنج کتاب تصویرسازی کردم، دو رمان نوجوان فانتزی زیر چاپ دارم و تعدادی کتاب داستان کودک تصویری، حتی در رمان های نوجوانم که اغلب، فانتزی هستند، از مکان های تاریخی و اسطوره ها، استفاده کرده ام. علاقه زیادی به مکان های خاص و قدیمی ایران دارم. اکثر داستان هایم، در مکانی خاص با شخصیتی خاص گره خورده اند. داستان کوتاه «زاینده رود دختر ندارد» داستانی است که در رابطه با تاریخ و مکان های اصفهان، که با داستانی خاص پیوند خورده. این داستان، در جشنواره ی داستان های بومی البرز، رتبه دوم را کسب کرد. مجموعه ی داستان کوتاه بزرگسالی دارم که به زودی منتشر خواهد شد.

 

 

« ربابه سلیمانی»

رتبه دوم بخش بومی استان البرز

خیلی قبل تر، در مدرسه داستانی می نوشتم که رتبه ای می آورد، هیچ وقت فکر نمی کردم داستان نویس شوم. داستان نویسی را از سال ۷۸ با کلاس های آنلاین منیرو روانی پور شروع کردم، اما با مهاجرت خانم روانی پور به خارج از کشور، این دوره ناتمام ماند، اما بعد ها از مؤسسین انجمن ستاک شدم و در حال حاضر مدیرعامل انجمن کاوک شدم و ادامه دادم. مجددا ارتباطم را با کلاس آنلاین شروع کردم و سعی کردم، عمیق تر فکر کنم و و به دغدغه های زنانه بپردازم. به مرحله نیمه نهایی کشوری، جشنواره داستان تهران رسیدم و در بسیاری از جشنواره های ملی، تقدیر شدم. برای تجهیز کتابخانه های مدارس فعالیت می کنم و باشگاه کتابخوانی برای نوجوانان تأسیس کردم. در مجله های همشهری داستان، روایت هایی نوشته ام. بیشتر داستان های من در مورد زنان است. داستان با نام «خاطرات نباید به سرعت بروند»، داستان کوتاهم  بود که در بخش بومی البرز، رتبه دوم را کسب کرد.

 

 

«سالومه سادات شریفی»

رتبه سوم بخش کشوری داستان های بومی

من یک فروردینی واقعی هستم. متولد سال ۶۱. کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی هستم. نویسندگی را از سال ۹۲ شروع کردم. کتاب «عاشقی به وقت مهتاب» زندگینامه شهید محمود امانی، از آخرین کارهای من است. من علاوه بر ادبیات بزرگسال، در زمینه ادبیات کودک و نوجوان هم فعال هستم. برخی از اشعار کودکم در مجلات رشد، پیک توانا و ... به چاپ رسیده است. داستان کوتاه «خنده چه قدر می آید بهت» از آخرین داستان های کوتاهم در زمینه ادبیات بزرگسال است که در جشنواره داستان های بومی استان البرز در بخش کشوری، موفق به کسب مقام سوم شد.

 

 

« شیدا محبی»

رتبه سوم بخش بومی البرز

متولد سال ۶۹ هستم. رویای نوشتن از زمانی در ذهنم شکل گرفت که شروع به خواندن کردم. با خواندن هر داستان، انگیزه ام برای نوشتن بیشتر می شد. فعالیت جدی من از سال ۹۳ و آشنایی با انجمن نویسنگان کرج، و شرکت در کارگاه های داستان نویسی آقای عباسی شروع شد. اولین رمان را به اتمام رسانده ام و مشغول چاپ آن هستم. بعد از تقدیر در جشنواره ادبی یوسف، داستان کوتاه برایم جدی تر شد. نوشتن از منطقه بومی، جذابیت ویژه ای برای من داشت. در داستان« آشوب» که در جشنواره داستان بومی البرز، رتبه سوم را کسب کرد، سعی کردم تا جذابیت های بومی البرز را نشان دهم. جشنواره های این چنینی برای نویسندگان جوان، انگیزه بیشتری را برای ادامه ایجاد می کند. با شرکت در این جشنواره ها و فراخوان ها برای ادامه نویسندگی، مصمم تر می شوم.

 

 

کدخبر: 1575

نویسنده: سمیه سیدیان


 هموطن با تو ايران روشن است
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
اللهم عجل لولیک الفرج
امید بانوان
System Advertise