سهم ناچیز زنان از «ارز رایج دنیای علم»؛ چرا نام بانوان در صدر و ذیل مقالات برتر جهان نیست؟
تحلیل جدید نشریه معتبر «نیچر ایندکس» فاش میکند که علیرغم افزایش سهم زنان پژوهشگر در جهان به ۴۱ درصد، توزیع قدرت و اعتبار علمی در جایگاههای کلیدی (نویسنده اول و آخر مقالات) طی یک دهه گذشته عملاً قفل شده و با برابری ساختاری فاصله شدیدی دارد.
علم و فناوری. امید بانوان؛ توسعه روزافزون حضور زنان در مقاطع تحصیلات تکمیلی و رشتههای پایه، این امیدواری را ایجاد کرده بود که توازن جنسیتی در ساختار آکادمیک جهان به زودی محقق شود. با این حال، لایههای پنهان دنیای رقابتی علم نشان میدهد که افزایش تعداد به معنای سهم بردن از اهرمهای اصلی قدرت، مدیریت پروژهها و اعتبارات کلان پژوهشی نبوده است.
سهم درخشان
در بدنه دانشگاه و غربت در کرسیهای ارشد مدیریت پروژه
بر اساس گزارش تحلیلی نیچر ایندکس،
مشارکت زنان در رشتههای علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات (STEM) پیشرفت چشمگیری داشته است؛ به طوری که سهم آنها از کل پژوهشگران
فعال جهان از ۲۸ درصد در سال ۲۰۰۱ به ۴۱ درصد در سال ۲۰۲۲ رسیده و حتی در سالهای اخیر، نزدیک به ۴۴ درصد از فارغالتحصیلان
دکترای علوم و مهندسی در کشورهای پیشرفته را زنان تشکیل میدهند. اما وقتی نوبت به
بررسی الگوهای نویسندگی در مجلات تراز اول جهان میرسد، آمارها ناامیدکننده میشوند.
زنان در سال ۲۰۲۵، تنها ۲۹ درصد از جایگاه
نویسنده اول (کسی که بیشترین حجم کار اجرایی را کرده) و فقط ۱۷ درصد از جایگاه حیاتی نویسنده
آخر را در اختیار داشتهاند؛ آماری که نسبت به سال ۲۰۱۵ (با ۲۸ درصد نویسنده
اول و ۱۵ درصد نویسنده آخر) نشان میدهد تغییر ملموسی در لایههای بالای مدیریت
علمی رخ نداده است.
محرومیت از
«ارز رایج دنیای آکادمیک» و چرخه بازتولید نابرابری
در جهانِ پژوهش، جایگاه نویسنده اول
و آخر صرفاً یک ترتیب الفبایی ساده نیست، بلکه حکم «ارز رایج دنیای علم» را دارد.
نویسندگی اول نشاندهنده خلاقیت و تلاش اصلی محقق جوان است و نویسندگی آخر به
استاد ارشد و مدیر پروژه تعلق میگیرد که گرنت مالی را جذب کرده است. کسب این دو
جایگاه مستقیماً به معنای شانس دریافت بودجههای پژوهشی (گرنت)، ارتقای رتبه به
استادی تمام و باز شدن درهای بازار کار دانشگاهی است. کمبود سهم زنان در جایگاه نویسنده
آخر (حتی در علوم سلامت که ۴۱ درصد کل نویسندگان را زنان تشکیل میدهند، سهم نویسنده آخر برای آنها
فقط ۳۱ درصد است)، یک چرخه منفی ایجاد میکند؛ وقتی نام زنی در پایان مقاله
نباشد، اعتبار کمتری میگیرد، در نتیجه گرنت کمتری جذب میکند و توانایی کمتری برای
استخدام دانشجویان نخبه و توسعه شبکه همکاری خود خواهد داشت.
سدهای
ساختاری و نسخههای موفق جهانی برای عبور از بحران
کارشناسان نیچر معتقدند این نابرابری
پایدار، ناشی از موانع ساختاری مانند سوگیریهای پنهان در داوری مقالات، الگوهای
سنتی توزیع بودجه و شبکههای حرفهای مردانه است. با این حال، تجربیات موفق بینالمللی
نشان میدهد که تغییر این ساختار غیرممکن نیست. برای نمونه، کشور ایرلند با اجرای
سیاستهای انقلابی نظیر «ناشناسسازی کامل متقاضیان گرنتهای پژوهشی» و اصلاح بنیادین
شیوههای ارزیابی رزومه، موفق شد سهم زنان را از دریافت بودجههای تحقیقاتی کلان طی
سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۴، از ۱۶ درصد به ۴۷ درصد برساند. این تجربه ثابت میکند که حل این شکاف عمیق، نیازمند
اراده همزمان دانشگاهها، نهادهای تأمین مالی و مجلات معتبر علمی برای شکستن سقفهای
شیشهای است.
ویترین داغ امید بانوان
اخبار مرتبطی که پیشنهاد میکنیم
بخوانید
رقابت دانشمندان زن و مرد در تحقیقات کرونایی
مقصر نابرابری جنسیتی در علوم رایانهای کیست؟
تبعیض جنسیتی «ویکیپدیا» را هم تحت تاثیر قرار داده است
سخن نکته
این چالش جهانی، آینه تمامنمای وضعیت زنان پژوهشگر و اعضای هیئت علمی در دانشگاههای ایران نیز هست. بسیاری از استادیاران و محققان زن در دانشگاهها، حجم اصلی کارهای آزمایشگاهی و نگارش مقالات را بر عهده دارند، اما در زمان توزیع گرنتها یا تعیین نویسنده مسئول، تحت تأثیر ساختارهای سنتی قرار میگیرند. راهکار مدرن برای زنان دانشگاهی ما، تقویت «شبکهسازی حرفهای بینالمللی»، اصرار بر حقوق قانونی خود در تعیین ترتیب نویسندگان پیش از شروع پروژه و استفاده از پلتفرمهای داوری ناشناس (Double-blind) برای ارسال مقالات به مجلات معتبر است.
کدخبر: 21275








