کتاب شجاعت در برهوت اثر برنه براون راهنمای عبور از تنهایی است
کتاب شجاعت در برهوت اثر دکتر برنه براون، اثری عمیق و دگرگونکننده است که پندارهای فرهنگی ما را درباره مفاهیمی چون تنهایی، وابستگی و تعلق به چالش میکشد. نویسنده در این کتاب با بیانی صادقانه به ما میآموزد که چگونه با تکیه بر اصالت درونی و پذیرش خویشتن، به خوداتکایی حقیقی و پایدار برسیم.
کتاب خوب. امید بانوان؛ روابط انسانی و تمایل به دیده شدن و پذیرفته شدن در گروههای اجتماعی، یکی از پایهایترین نیازهای روحی هر انسان است. با این حال، مرز باریکی میان «تعلق واقعی» و «گم شدن در جماعت» وجود دارد که بیتوجهی به آن میتواند هویت فردی ما را ببلعد.
کتاب «شجاعت در برهوت» (Braving
the Wilderness) اثر درخشان دکتر برنه
براون که در سال ۲۰۱۷ به چاپ رسید، دقیقاً روی همین مرز دست میگذارد. نویسنده در این کتاب
هفتفضلی با زبانی ساده، صمیمی و مبتنی بر پژوهشهای علمی، ساختارهای ذهنی ما را
درباره واژههایی مثل وابستگی، تنهایی و اصالت دگرگون میکند و مسیر رسیدن به یک
خوداتکایی همهجانبه را پیش پای زنان و مردان پویا میگذارد.
تفاوت بنیادین
تعلق واقعی با همرنگی با جماعت
یکی از بزرگترین درسهای این کتاب که
با ترجمه سیده فرزانه حسینی از انتشارات میلکان در دسترس هموطنان فارسی زبان قرار
گرفته است، تعریف جدید و انقلابی برنه براون از مفهوم «احساس تعلق» است.
او صراحتاً پندارهای مرسوم فرهنگی را به چالش میکشد
و میگوید: «تعلق یک خواستهی انسانی ذاتی است، برای اینکه بخشی از چیزی باشیم که
بزرگتر از ماست. از آنجا که این خواسته بسیار ابتدایی است، اغلب سعی میکنیم آن
را با همرنگی با جماعت و جلب تأیید دیگران کسب کنیم؛ اما اینها نهتنها جانشینهایی
توخالی برای تعلقاند، بلکه در بیشتر مواقع، موانعی در برابر آن نیز هستند. تعلق
واقعی، تنها وقتی اتفاق میافتد که خودِ ناکامل و واقعیمان را به دنیا نشان بدهیم.
به همین دلیل امکان ندارد حس تعلق ما بیشتر از سطح خویشتنپذیریمان باشد.»
براون کالبدشکافی میکند که چطور
فرهنگ فعلی جوامع مدرن، ما را به سمتی سوق میدهد که به جای تمرکز بر شباهتهای
انسانی، مدام به دنبال تفاوتها و خطکشیها بگردیم. این نوع نگاه خطکشیشده، آدمها
را از هم دور کرده و پدیده تلخ «تنهایی مفرط» و انزوا را رقم میزند.
کتاب به ما یاد میدهد که چطور از شر این تفکر
اشتباه خلاص شویم، روابط اجتماعیمان را ارتقا دهیم و به جای دوری از اجتماع،
شجاعانه و با حفظ اصالت خود در ساختارهای اجتماعی مشارکت کنیم.
رهایی از تله باجدهی به منتقدان و جادوی داستانسرایی
پژوهشگر نامآشنای دانشگاه هیوستون
در بخشهای جذابی از کتاب، تجربههای شخصی و سخت خود را در مسیر حرفهایاش به
اشتراک میگذارد؛ تجربههایی از جنس شجاعت، شرم و همدلی. او اعتراف میکند که در
سالهای اول کارش، برای راضی نگه داشتن استادان سختگیر، همکاران بدگمان و منتقدان
آنلاین، مدام یافتههای علمی خود را فیلتر و مصلحتآمیز بیان میکرد تا کسی ناراحت
نشود. نتیجه این کار، ارائه دادههایی مطمئن اما غیرقابل اعتماد و کلیشهای بود.
برنه براون این رفتار را یک «باجدهی روحی» مینامد و توضیح میدهد که چطور تصمیم
گرفت تمام آن انرژیهای منفی را بیرون بریزد و اطرافش را با انسانهای خلاق و شجاع
پر کند.
او در این مسیر از نویسنده محبوبش، جی.کی. رولینگ (خالق هری پاتر) الهام میگیرد. براون تصویر میکند که رولینگ به او یادآوری کرده است: «دنیاهای جدید مهماند؛ اما نمیتوانی فقط آنها را توصیف کنی، داستانهایی برایمان بگو که آن دنیا را بسازد. مهم نیست دنیای جدید چقدر وحشی یا عجیب به نظر بیاید؛ ما خودمان را در داستانها خواهیم دید.» این نگرش به برنه براون آموخت که تدریس و آگاهیبخشی یک امر مقدس است و برای یادگیری و رشد حقیقی، گاهی باید جسارتِ روبهرو شدن با موقعیتهای نامطبوع و آزاردهنده را داشته باشیم.
«تحریریه ما در بخش کتاب خوب امید بانوان تلاش میکند تا هر هفته با نگاهی نو، کتابهای مرجع و کاربردی را
به جامعه زنان و اهالی رسانه معرفی کند.»
این مطلب نخستینبار در دی ۱۴۰۱ در پایگاه خبری امید بانوان منتشر شده و در تیر ۱۴۰۵ با تکیه بر اصول غنیسازی متن و ایجاد زنجیره لینکسازی داخلی بازنویسی و بهروزرسانی شده است.
کدخبر: 12114







