از روز کرج تا رازهای تپه ازبکی؛ روایتی از تاریخ و هویت در مهاراد
به مناسبت روز کرج، برنامه فرهنگی «درنگ» در مرکز فرهنگی مهاراد در مهرادمال عظیمیه برگزار شد؛ نشستی با محور «هویت و تاریخ» که در آن، از پیشینه شکلگیری روز کرج و نقش فرهنگ در شناخت شهر سخن گفته شد و در ادامه، روایت یک باستانشناس از کاوشهای محوطه ازبکی، بخشی از تاریخ کهن این منطقه را پیش چشم حاضران قرار داد.
به گزارش امید بانوان؛ جمعی از علاقهمندان به مطالعه و پژوهش، از جوانان تا میانسالان، در این برنامه حضور داشتند. فضای نشست بیش از آنکه به یک مراسم مناسبتی شباهت داشته باشد، فرصتی برای شنیدن روایتهای تاریخی، ادبی و فرهنگی بود؛ روایاتی که از تلاش برای نامگذاری روز کرج آغاز شد و به لایههای باستانشناسی البرز رسید.
روز کرج؛ حاصل یک تلاش فرهنگی
بهروز رحیمی، پژوهشگر و مجری برنامه، در بخشی از نشست به روند شکلگیری روز کرج پرداخت. به گفته او، تلاشها برای نامگذاری ۲۰ مهر بهعنوان روز البرز از سال ۱۳۹۲ آغاز شد؛ مناسبتی که با سابقه تأسیس مدرسه عالی فلاحت، که بعدها به دانشکده کشاورزی کرج تبدیل شد، پیوند داشت. این مرکز در سال ۱۲۹۶ فعالیت خود را آغاز کرده بود و همین پیشینه در شکلگیری روایت مربوط به روز البرز و بعدها به روز کرج نقش داشت.
این بخش از برنامه یادآور آن بود که هویت یک شهر تنها در بناها و آثار تاریخی خلاصه نمیشود؛ گاه یک رویداد علمی، یک نهاد آموزشی یا تلاشی فرهنگی نیز میتواند در حافظه جمعی شهر جای بگیرد.
از دلبستگی به سرزمین تا هویت فرهنگی کرج
مهراب رجبی، رئیس بنیاد البرزشناسی، نیز در سخنانش با بیتی از حافظ «معاشران گره از زلف یار باز کنید» از اهمیت همراهی و معاشرت در شناخت سرزمین و فرهنگ گفت. معاشرتی که از دیدگاه او اگر شکل بگیرد گره از مشکلات بسیاری باز میکند. تأکید او بر معاشران، دوستی و پیوندهای انسانی، وجهی دیگر از موضوع هویت را به برنامه افزود؛ اینکه شناخت یک شهر فقط از مسیر مطالعه اسناد و آثار تاریخی نمیگذرد و رابطه آدمها با یکدیگر و با سرزمینی که در آن زندگی میکنند نیز در این شناخت و هویتبخشی سهم دارد.
هادی خوانساری، شاعر، نیز در سخنان خود به تنوع فرهنگی کرج و نقش این شهر در پذیرش گروههای مختلف مردم پرداخت. از دیدگاه او، «کرج بسان جمهوریست بسیار مهماننواز؛ شهری چندصدایی که از هر گوشه آن، لهجه و گویشی از مردمان سرزمین ایران را میشنوید که کاملاً مسالمتآمیز در کنار همدیگر زندگی میکنند.»
علی مهری، استاد خوشنویسی و رئیس انجمن خوشنویسان، در بخش دیگری از برنامه به اهمیت و جایگاه زبان فارسی و خط ایرانی پرداخت و از شعرا و خطاطانی یاد کرد که در حفظ خط، زبان و تاریخ این مروز و بوم نقش بسزایی داشتهاند.
او بر این نکته تأکید کرد که حفظ زبان و خط، امکان خواندن و شناخت میراث مکتوب گذشته را برای ایرانیان نگه داشته و امروز مایه مباهات فرهنگی - هنری ایران در جهان شده است. در این بخش، او با اشاره به سرنوشت خط در دوره عثمانی، یادآور شد که تغییر خط میتواند دسترسی نسلهای بعد به متون و اسناد پیشین را دشوار کند.
تپه ازبکی؛ جایی برای بازخوانی تاریخ کهن البرز
بخش اصلی برنامه به سخنان مهرداد ملکزاده، باستانشناس و پژوهشگر حوزه میراث فرهنگی، اختصاص داشت؛ پژوهشگری که به گفته خود، حدود ۳۵ سال در حوزه باستانشناسی و میراث فرهنگی فعالیت کرده است.
ملکزاده بحث را از عصر آهن و دورهای آغاز کرد که در مطالعات تاریخی با مادها پیوند داده میشود. او سپس به اهمیت ری باستان در تاریخ فلات مرکزی ایران پرداخت؛ شهری که گسترش ساختوسازهای جدید، بخشهایی از لایههای باستانشناسی آن را زیر پوشش شهر معاصر برده و امکان کاوش را دشوارتر کرده است.
او در توضیح اهمیت محوطه ازبکی در نظرآباد گفت که این محوطه میتواند برای بررسی پرسشهایی درباره ری باستان و تاریخ فرهنگی شمال فلات مرکزی ایران اهمیت داشته باشد. به روایت او، آنچه در محدوده ری بهدلیل گسترش شهرنشینی از دسترس پژوهشگران خارج شده، ممکن است در محوطههایی مانند ازبکی، با امکان مطالعه لایههای تاریخی، بهتر بررسی شود.
در این بخش، ملکزاده از موقعیت جغرافیایی منطقه و ارتباط آن با شاهراه خراسان بزرگ نیز سخن گفت؛ مسیری که به گفته او، تنها راهی برای تجارت نبود، بلکه محل رفتوآمد اندیشهها، باورها، آیینها و فرهنگهای مختلف نیز به شمار میرفت.
نگاه فرهنگی؛ کیمیایی در روزگار سود و سودا
مهرداد ملکزاده در بخشی از سخنانش، هنگام اشاره به خانواده خراسانی و قدردانی از آنان در هبه بخشی از زمین خانوادگی خویش به مردم ایران برای انجام کاوشهای باستانشناسی، از اقدامی یاد کرد که به گفته او، در حفاظت از محوطه ازبکی نقش مهمی داشته است.
او با تأکید بر اهمیت این همراهی گفت: «در زمانه ما که سود و سودا مهمترین انگیزه انجام هر حرکتی است، نگاه فرهنگی کیمیا است.»
ملکزاده سپس به خطری اشاره کرد که بسیاری از محوطههای باستانی را تهدید میکند؛ حفاریهای غیرمجاز با هدف یافتن آثار تاریخی و قاچاق آنها. او در توصیف این وضعیت گفت: «شما در هر محوطه باستانی که میروید، گروهی ناآگاه عین لانه زنبور زمین را سوراخ کردهاند تا بهعنوان دشمن مواریث فرهنگی و تاریخی کشور، دور از چشم مراقبان آثار، مشغول حفاری و قاچاق باشند؛ اما محوطه ازبکی چون درون ملک آقای خراسانی قرار گرفته، از این خطر محفوظ مانده است.»
این بخش از سخنان او، علاوه بر اهمیت حفاظت از محوطه، بر نقش همراهی مالکان و مشارکت اجتماعی در صیانت از میراث فرهنگی تأکید داشت.
تاریخ جغرافیایی؛ وقتی جغرافیا فرهنگ را شکل میدهد
ملکزاده در توضیح اهمیت موقعیت ازبکی، میان دو اصطلاح «جغرافیای تاریخی» و «تاریخ جغرافیایی» تمایز گذاشت؛ تمایزی که به گفته او، در فهم رابطه میان محیط طبیعی و تحولات تاریخی اهمیت دارد.
او توضیح داد: «من به عمد در کنار اصطلاح جغرافیای تاریخی، که خیلی آشناست، مفهوم تاریخ جغرافیایی را به کار میبرم. با وجود اینکه محل پیوند تاریخ و جغرافیا با هم هست، پژوهشگر در جستوجوی تأثیری است که شکل جغرافیا بر حرکت تاریخ میگذارد.»
این باستانشناس برای روشنشدن موضوع، از تفاوتهای اقلیمی و فرهنگی در ایران مثال آورد و گفت: «جغرافیا فرهنگ و تاریخ را شکل میدهد. مثلاً در خطه گیلانزمین که گشادهدستی طبیعت وجود دارد، حتی در مراسم عزاداری هم یک نوع طرب در موسیقیشان حس میکنید؛ یا وقتی به جنوب خراسان میروید که اقلیم خشک، سخت و عبوس است. به عروسی هم که بروید، موسیقی که نواخته میشود، دلگیر است. این است که جغرافیا فرهنگ را تحت تأثیر خود قرار میدهد.»
از نگاه او، بررسی تاریخ یک منطقه بدون توجه به جغرافیا و شرایط طبیعی آن، تصویر کاملی از چگونگی شکلگیری فرهنگ و استقرار جوامع به دست نمیدهد.
از جستوجوی آثار مادها تا مواجهه با یک سازه متفاوت
ملکزاده با نمایش عکسها و مستندات کاوش، به فصل هشتم کاوشهای محوطه ازبکی و دوشانتپه بازگشت؛ کاوشهایی که در سال ۱۴۰۲ خبرساز شده بود.
به روایت او، گروه کاوش در ابتدا در جستوجوی شواهد مربوط به عصر آهن سه، همزمان با دوره مادها، بود؛ اما در جریان کار با سازهای معماری مواجه شد که ویژگیهای آن با انتظار اولیه همخوانی نداشت. اندازه و چینش خشتها، احتمال تعلق سازه به دوره هخامنشی را مطرح کرد؛ احتمالی که در آن زمان نیازمند مطالعه و بررسی بیشتر بود.
ملکزاده در برنامه «درنگ» این روند را با جزئیات بیشتری برای حاضران بازگو کرد. او از بقایای معماری، نشانههای فروریختن دیوارها، سفالها و شواهدی گفت که در کنار یکدیگر به پژوهشگران برای بازسازی کاربری و توالی استقرار در محوطه کمک میکنند.
در روایت او، اهمیت کاوش تنها در شناسایی یک سازه خلاصه نمیشد؛ پرسش اصلی این بود که این بنا چه کارکردی داشته، چه کسانی در آن حضور داشتهاند و پس از تغییرات تاریخی، چه نشانههایی از زندگی در این محل باقی مانده است.
از ساختار اداری تا زندگی روزمره
ملکزاده در توضیح یافتههای کاوش، از شواهدی سخن گفت که به برداشت او، میتواند به شناخت یک مرکز اداری منطقهای در دوره هخامنشی کمک کند. او همچنین به نشانههایی از حضور و زندگی کوچنشینان در لایههای مرتبط با این محوطه اشاره کرد؛ از جمله بقایای مربوط به آشپزی در فضای باز و ابزارهایی مثل ساج که برای پخت نان استفاده میشدند.
در کنار این شواهد، سفالها نیز جایگاه مهمی در توضیحات او داشتند؛ موادی فرهنگی که بهدلیل دوام در گذر زمان، از منابع اصلی مطالعه زندگی جوامع گذشته به شمار میروند.
این روایت نشان میداد که باستانشناسی تنها مطالعه بناهای بزرگ و آثار شاخص نیست. گاهی بقایای یک دیوار، قطعهای سفال یا اثری از پختوپز میتواند به شناخت زندگی روزمره مردمانی کمک کند که قرنها پیش در یک منطقه زندگی میکردند.
کرج؛ فراتر از یک نام جغرافیایی
ملکزاده در ادامه به شواهد عصر آهن در محدوده کلاک و پژوهشهای پیشین خود درباره این منطقه اشاره کرد. او همچنین دیدگاهش درباره ریشه نام کرج را با نمونههایی از واژهها و متون تاریخی توضیح داد و برای روشنکردن بحث، از صورتهای زبانی کهن و نمونههایی به زبان پهلوی نام برد.
شیوه ارائه او در این بخش، ترکیبی از صمیمیت در بیان و دقت علمی بود. ملکزاده برای توضیح مفاهیم تخصصی، بهجای بسندهکردن به اصطلاحات دشوار، مثال میآورد، نمونههای زبانی را میخواند و ترجمه میکرد و میکوشید مسیر استدلال خود را برای مخاطبان روشن کند.
ملکزاده در بخش دیگری از سخنانش، دیدگاه خود را درباره ریشه نام کرج مطرح کرد. او با اشاره به واژه «کارَ» و معنایی که برای آن در ارتباط با مادها قائل است، احتمال داد که این واژه با پسوند نامجای «اَگ» ترکیب شده و در گذر زمان، از صورت «کرگ» به «کرج» رسیده باشد؛ برداشتی که بر اساس آن، نام کرج به محل زندگی مردمان سلحشور اشاره دارد. این دیدگاه در نشست «درنگ» بهعنوان یکی از تفسیرهای پیشنهادی درباره ریشه نام کرج مطرح شد؛ موضوعی که برای ارزیابی علمی آن، بررسی منابع زبانشناختی و صورتهای تاریخی این نام ضروری است.
یک نشست علمی در دل برنامههای روز کرج
برنامه «درنگ» با کنار هم قرار دادن تاریخ، ادبیات، خوشنویسی و باستانشناسی، تصویری چندوجهی از هویت کرج ارائه کرد؛ از میراث مکتوب و پیوندهای انسانی تا شواهدی که در لایههای باستانی منطقه باقی ماندهاند. در حاشیه این نشست، اساتید و هنرجویان خوشنویسی نیز به کتابت مشغول بودند؛ حضوری که در کنار روایتهای تاریخی و باستانشناختی، فضای دلنشین و لطیفی به برنامه بخشیده بود.
در بخش پایانی، با اهدای قاب نفیس خوشنویسی از مهرداد ملکزاده تقدیر شد؛ پایانی که بار دیگر پیوند میان پژوهش تاریخی و هنر را به فضای برنامه بازگرداند.
برگزاری چنین نشستی در یک مرکز فرهنگی خصوصی، نمونهای از مشارکت مجموعههای غیردولتی در پرداختن به هویت و تاریخ شهر بود. تداوم این برنامهها میتواند فرصتهایی برای آشنایی بیشتر شهروندان با میراث فرهنگی و پژوهشهایی فراهم کند که معمولاً از فضای تخصصی دانشگاهی و باستانشناسی فراتر نمیروند.
روز کرج، در نهایت، فقط یادآوری یک مناسبت در تقویم نیست؛ فرصتی است برای پرسیدن اینکه این شهر از چه مسیرهایی به امروز رسیده، چه نشانههایی از گذشته در پیرامون ما باقی مانده و شناخت آنها چگونه میتواند پیوند میان شهروندان و سرزمینشان را عمیقتر کند.
برای دیدن قابهای تصویری برنامه «درنگ» که در مرکز فرهنگی هنری مهاراد مهرادمال برگزار شد، گزارش تصویری امید بانوان را در ادامه ببینید.






