جمعه، 19 اردیبهشت 1399 - 15:08

به بهانه روز جهانی ماما نگاهی به این شغل در روزگار قدیم انداخته ایم

قابله‌ها  کمر  زن  باردار را قفل می‌ بستند!

«زایش»، مهم‌ترین اتفاق چرخه زندگی است. در گذشته که خبری از شیوه‌های نوین زایمان از جمله سزارین و زایمان در آب نبود، مسئولیت به دنیا آوردن بچه برعهده «قابله»ها بود.

کرج - امید بانوان؛ همشهری آنلاین به قلم بهاره خسروی به بهانه روز جهانی ماما نگاهی به این شغل در روزگار قدیم انداخته است که شما را به خواندن این گزارش توصیه می‌کنیم.

 قابله‌هایی که امروزی‌ها به آنها «ماما» می‌گویند، بیشترشان به شکل موروثی، دنبال‌کننده شغل مادربزرگ، مادر، خواهر یا یکی از اعضای خانواده‌شان بودند. در آن روزگاران مردم بر این باور بودند که اگر بچه‌ای راحت و با کمترین درد و رنج به دنیا بیاید، این نشان از دست سبک و دل پاک قابله دارد. برای همین انتخاب یک قابله با تجربه و ماهر برای تولد فرزندان در هر خانواده‌ای امری بسیار مهم و ضروری بود. معمولاً قابله‌ها در طبابت و پزشکی هم دستی بر آتش داشتند و تقریباً از همان آغاز بارداری تا مدت‌ها پس از تولد نیز به بانوان مشاوره پزشکی می‌دادند و در هر ساعت از شبانه‌روز که نیاز به حضورشان بود، همچون طبیبی مهربان، بر بالین بیمارانشان حاضر می‌شدند. در این گزارش، نگاهی به شیوه کار سنتی این قابله‌ها تا علمی شدن روش زایمان داریم.

زایش، پر تکرارترین و جذاب‌ترین اتفاق میان موجودات زنده است. اتفاقی که هرگز غبار کهنگی و فرسودگی به خود نگرفته است و تکرار آن اغلب جذاب و پر مخاطب است. بر این اساس، حرفه قابلگی عمری به درازای خلقت بشر دارد. در ایران باستان براساس روایت‌های زرتشت، «آناهیتا»، ایزد بانوی باروری، نمادی از کمال زن است. گله‌داری و کمک به آسان شدن زایمان از وظایف این بانو بود. اما بعدها با ورود اسلام به ایران، «ابن‌خلدون»، کتاب «مقدمه» را نوشت و در بخشی از این کتاب به موضوع مامایی پرداخت. او در کتابش حرفه مامایی را این‌گونه توصیف می‌کند: «مامایی عبارت است از شناختن عملی که ماما هنگام زایاندن، نوزاد آدمی را به رفق و نرمی از شکم مادر می‌گیرد و موجبات زاییدن را فراهم می‌کند و این هنر معمولاً ویژه زنان است و کسی که این کار را انجام می‌دهد، موسوم به قابله است.»

صفویان و رونق کسب و کار قابلگی

دوره «صفویان» در ایران، دوران شکوفایی و ارج و قرب حرفه قابله‌گری بود. قابله‌ها در میان مردم ارج و قرب فراوانی داشتند. در این دوره با توجه به شرایط فرهنگی و بعضی نگاه‌های اعتقادی، اغلب زن‌ها از مراجعه به طبیبان و پزشکان مرد سر باز می‌زدند که بار آن بر دوش قابله‌ها می‌افتاد. برای درمان و معالجه بیماری‌های زنانه و زایمان، زنان به قابله‌ها مراجعه می‌کردند. دستمزد این قابله‌ها در این دوران تقریباً برابر پزشکان مرد بود و آنها همه کارها حتی جراحی مربوط به زنان را در موارد جزئی انجام می‌دادند. البته اگر ماجرا بیخ پیدا می‌کرد و بیماری و زایمان از حالت طبیعی‌اش خارج می‌شد یا مرگ جنین در شکم مادر اتفاق می‌افتاد، از پزشک مرد برای جراحی کمک می‌گرفتند. بیشتر قابله‌های این دوره زنان «یهودی» یا پیرزنان سالخورده‌ای بودند که کار طبابت انجام می‌دادند.

خدمات پیش و پس از زایمان

از زمانی که زن باردار پا به 4ماهگی می‌گذاشت، کارهای خدماتی قابله‌ها برای رسیدگی به امور زائو آغاز می‌شد. نخستین اقدام، قفل کردن کمر زن باردار بود. این قفل، طلسمی برای دوری چشم زخم بود که بر کمر همه زنان باردار می‌بستند. برای قابله‌ها یک نگاه به زن باردار کافی بود تا از حالت چشم او زمان دقیق تولد را اعلام کنند. با ظاهر شدن نخستین درد زایمان، قابله در کوتاه‌ترین زمان ممکن بر بالین زائو حاضر می‌شد. پیش از زایمان، قابله با استفاده از روغن «بادام»، شکم زن زائو را چرب می‌کرد و برای زیاد شدن درد، «گل بومادران» را جوشانده به او می‌خوراند. مرحله بعدی فراهم کردن اسباب زایمان بود. داخل سینی یا سفره چرمی کمی خاکستر می‌ریخت و روی آن را پارچه سفید می‌پوشاند. چند خشت «آجر» هم در کنار این لوازم بود. گاهی اوقات برای افزایش فشار زایمان یک «تنگ روحی» یا «قلیان» برای دمیدن به فرد باردار داده می‌شد. البته در بعضی مواقع هم که کار گره می‌خورد و تلاش‌ها بی‌ثمر می‌ماند، روی پشت‌بام اذان می‌گفتند تا بچه سالم به دنیا بیاید.

ایجاد رعب و وحشت با ضربه زدن به بشکه‌های بزرگ از دیگر روش‌ها برای کمک به زایمان در گذشته بود. باور داشتند زن باردار با شنیدن این صدا می‌ترسد و زودتر وضع حمل می‌کند. مرحله آخر زایمان، «ناف» بریدن بود. در این بخش، قابله ناف بچه را با نخ سفید و آبی می‌بست، نوزاد را می‌شست و دهان او را با خاک یا عسلی که به انگشت مالیده بود، باز می‌کرد.

نخستین مدرسه قابلگی

تقریباً تا سال‌های پایانی حکومت «قاجار»، حرفه قابلگی به همان سبک و سیاق سنتی خود ادامه داشت. فرزندان با دست مبارک قابله‌ها در خانه‌ها متولد می‌شدند. اما با توجه به پیشرفت‌های دنیای پزشکی، افزایش میزان مرگ ومیر مادران و جنین در هنگام زایمان، افزایش بیماری‌های زنان که اغلب عامل آن تجویز نسخه‌های سنتی اشتباه بود، دولت را به تکاپو و ساماندهی وضعیت مسائل زایمان و مامایی واداشت. تشویق دختران و زنان به یادگیری علوم مربوط به حوزه زنان و زایمان یکی از این راهکارها محسوب می‌شد.

بر اساس اطلاعیه وزارت «معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه» در روزنامه «ایران» به تاریخ 27 مرداد سال 1303، دولت به قابله‌های سنتی اخطار داد: «کسانی که اجازه قابلگی دارند، حق دخالت در عملیات جراحی نداشته و در مواقع لزوم بایستی به اطبا و جراحان متخصص رجوع کنند.» البته کمی پیش‌تر از پای کارآمدن جدی دولت نفس بریده قاجار برای ساماندهی اوضاع زاد و ولد، به همت «میرزا احمدخان نصیرالدوله»، وزیر معارف، در سال 1298 شمسی، مدرسه متوسطه «دختران فرانسوی» به «دارالمعلمات» تبدیل شد. 10 نفر از دانش‌آموزان این مدرسه، هفته‌ای 3 روز، راهی مریضخانه نسوان می‌شدند و درباره قابلگی و امراض و بیماری مربوط به زنان تحصیل می‌کردند که مدیریت مدرسه هم برعهده خانم دکتر «ماتیلد درمپس» از پزشکان زنان بود. در واقع این مدرسه نخستین مدرسه قابلگی در ایران محسوب می‌شد که با راه‌اندازی آن قابله‌های سنتی برای کار، موظف به گذراندن امتحان شدند.

کدخبر: 2939


السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
اللهم عجل لولیک الفرج
امید بانوان
System Advertise